ادامه ی ماجرای بستری شدنم در بخش خون ( 7 مهر 1389 )

سلام

بعد از یک هفته خوردن قرص ووری کونازول مشکل قارچ داخل سینوسم برطرف شد و روز 7 مهر من رو در اورژانس خون بستری کردن و همون شب اول بهم دو تا کیسه خون زدن. 6 روزی توی اورژانس خون بستری بودم تا اینکه روز 13 مهر داخل بخش خون یه تخت خالی شد و من رو فرستادن بخش تا درمانم رو شروع کنن.

یه هفته ی اول فقط بهم آنتی بیوتیک میزدن تا عفونت هایی رو که توی اورژانس خون گرفته بودم از بین بره. بعد از چند روز که عفونت ها از بین رفت و در روز 22 مهر شیمی درمانی من رو شروع کردن.

شیمی درمانی این دفعه اسمش فلنگ ( FLANG ) بود ، نمی دونم دقیقا مخفف چه کلمه هایی هست اما G آخرش اسم داروی جی سی اس اف (GCSF ) که تحریک کننده ی مغز استخوان برای تولید گلبول سفیده.

شیمی درمانیم سه روز طول کشید( یعنی تا 24 مهر) و طبق گفته ی دکترم تا روز چهاردهم شیمی درمانی باید میزان سلول هام به کمترین حد می رسید و بعد از اون دوباره مغزاستخوانم شروع می کرد به خون سازی اما تا روز نوزدهم بعد از شیمی درمانی مغز استخوانم خون سازی نکرد و بعد از اون هم به میزان سلول هام خیلی کند بالا می رفت.

خلاصه اینکه 16 آبان ماه میزان سلول های خونم تا حد مطلوب رسید و مرخصم کردن و بهم گفتن هر وقت جواب مغز استخوان روز بیست و چارم درمانت حاظر شد؛ بیا درمانگاه خون. چهارم آذر ماه جواب آزمایشم حاظر شد و یکشنبه7 آذر باید میرفتم درمانگاه اما هوای تهران خلی آلوده بود و ترسیدم برم. بیشتر ترسم از این بود که آلودگی باعث بشه یه مرض جدید بگیرم.

/ 6 نظر / 13 بازدید
مومو

امیدوارم زودتر خوب شی عزیزم ...

sahar

خدا رو شکر هیچوقت هیچوقت امیدت رو از دست نده

بی بی گل

یعنی این روسری هات منو کشته

poopak

سلام حالتون خوبه؟ اسم من پوپک هست از اصفهان من برای ضمیمه رایگان خانواده سبز که مخصوص اصفهان هست مطلب مینویسم البته داستانم مینویسم.دنبال مطلب بودم که به این وب رسیدم .دوست داشتم یه گزارشی در مورد شما و بیماریتون داشته باشم البته اگه دوست داشته باشین شاید یه جورایی در قالب داستان بیانش کنم. به هر حال اگه موافق باشین ایمیلم هست تماس بگیرین با هام مرسی

shekambe

چرا عکسها باز نمی شن توروخداااااااااااااااااااااااااااااااااا من می خوام ببینم

سارا

سلام خسته نباشین . از مطالبتون استفاده کردم ممنون. میشه بپرسم شما سرطان چی دارین