سرطان پایان زندگی نیست

 سلام

من همیشه سلام میکنم چون سلام، سلامتی میاره. وبلاگ چندتا از دوستانم رو دیدم و به این نتیجه رسیدم که من فقط دارم از سرطان و شیمی درمانی و دوچرخه سواریم می نویسم در حالی که چیزهای دیگه ای هم وجود داره. میخوام یه مقدار از خودم بنویسم.

من یه آدم عادی نیستم یه مقداری انرژیم واسه خرابکاری زیاده. البته خانواده میگن این انرژِی رو من از بچگی داشتم و تمام اسباب بازی های خودم و بردار و خواهرم وکل بچه های فامیل  رو قبل از رسیدن به سن 5 سالگی خراب کردم.

هنوزم فامیلامون فکر می کنن من خراب کارم در حالی که اشتباه فکر میکنن. من الان توی کار تعمیراتم. نمونه اش همین دیشب.

 سشوارمون خراب شده بود و روشن نمی شد. من به عنوان یک آدم فنی که در رشته ی برق مشغول به تحصیله، تصمیم گرفتم که درستش کنم. جای شما خالی تمامیه پیچ میچ ، سیم ، آرمیچر ، پره و ... رو باز کردم و تست کردم و فهمیدم که سالمن. بعد به مغزم رسید که شاید دوشاخه مشکل داشته که روشن نمی شده، با این تفکر دوشاخه رو باز کردم و دیدم که بله درست حدس زدم سیم دوشاخه قطع شده بود.چشمک (نخندید ، خودتون بدترید)

 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه ٥ اردیبهشت ۱۳۸٩ توسط منصور ویروس
.: Weblog Themes By :.

اسلایدر