سرطان پایان زندگی نیست

سلام

با امروز 31 روز از شروع رژیم غذاییم میگذره و از دیروز شروع کردم به پیاده روی و روزی دو ساعت پیاده روی میکنم.

البته شب ها هم از درد ماهیچه های پام تا صبح بیدارمچشمک

شکر خدا تمام سلول هام در حالت نرماله اما عوارض GVHD روی بدن و داخل دهنم پیدا کردم که دکترم گفت نشانه ی خوبیهنیشخند


نوشته شده در تاريخ یکشنبه ٢۱ آذر ۱۳۸٩ توسط منصور ویروس

سلام

امروز جواب مغزاستخوان روز 24 بعد از شیمی درمانی رو گرفتم. هرچند توی مغزاستخوانم یک درصد بلاست وجود داشت اما بیماریم خاموش( رمیشن) شده بود.

من از روز 25 بعد از شیمی درمانی به پیشنهاد یکی از دوستانم یه رژیم غذایی رو شروع کردم.

توی این رژیم غذایی پنج گروه مواد غذایی حذف میشه که عبارتند از: چربی، شیرینی، شوری، لبنیات و گوشت قرمز

تا اونجایی که من میدونم این رژیم روی یه دوچرخه سوار که سرطان روده داشته جواب داده و حالا فکر کنم من اولین نفری هستم که دارم این رژیم رو روی سرطان خون آزمایش می کنم. تا امروز 28 روز میشه که این رژیم رو دنبال کردم و روند خون سازیم داره به طور طبیعی پیش میره. مدت این رژیم 45 روزه و به امید خدا بعد از 45 روز توضیحات بیشتری در موردش می نویسم. انشاالله اگه تا چند روز آینده هوای تهران و کرج یکم تمیز تر بشه، دوباره با دوچرخه ام از خونه میزنم بیرون و به تمریناتم ادامه میدم.


نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ۱٦ آذر ۱۳۸٩ توسط منصور ویروس

سلام

خدا و من امید داریم که این شیمی درمانی آخریه جواب داده حالا دکترا هر حرف مفتی ممکنه بزنن.

دارم دوباره شروع میکنم به دوچرخه سواری اما از اونجا که هوای کرج سرده و من نباید سرما بخورم، مجبورم توی خونه و روی غلطک دوچرخه سواری کنم.

 

بچه ها من نا امید نشدم و هیچوقت ناامید نمیشم، از شما هم انتظار دارم که همیشه امید داشته باشید و به خدا توکل کنید. هیچ بیماری ای نمی تونه ما رو از پا در بیاره چون ما نمی ذاریم. بیاید از همین لحظه تصمیم بگیریم که سلامتیمون رو بدست بیاریم. 

وقتی ما برای سلامتی تلاش می کنیم خدا خوشحال میشه و کمکمون میکنه پس به امید روزی که همه ی شما رو سالم ببینم.


نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۸ آذر ۱۳۸٩ توسط منصور ویروس

سلام

بعد از یک هفته خوردن قرص ووری کونازول مشکل قارچ داخل سینوسم برطرف شد و روز 7 مهر من رو در اورژانس خون بستری کردن و همون شب اول بهم دو تا کیسه خون زدن. 6 روزی توی اورژانس خون بستری بودم تا اینکه روز 13 مهر داخل بخش خون یه تخت خالی شد و من رو فرستادن بخش تا درمانم رو شروع کنن.

یه هفته ی اول فقط بهم آنتی بیوتیک میزدن تا عفونت هایی رو که توی اورژانس خون گرفته بودم از بین بره. بعد از چند روز که عفونت ها از بین رفت و در روز 22 مهر شیمی درمانی من رو شروع کردن.

شیمی درمانی این دفعه اسمش فلنگ ( FLANG ) بود ، نمی دونم دقیقا مخفف چه کلمه هایی هست اما G آخرش اسم داروی جی سی اس اف (GCSF ) که تحریک کننده ی مغز استخوان برای تولید گلبول سفیده.

شیمی درمانیم سه روز طول کشید( یعنی تا 24 مهر) و طبق گفته ی دکترم تا روز چهاردهم شیمی درمانی باید میزان سلول هام به کمترین حد می رسید و بعد از اون دوباره مغزاستخوانم شروع می کرد به خون سازی اما تا روز نوزدهم بعد از شیمی درمانی مغز استخوانم خون سازی نکرد و بعد از اون هم به میزان سلول هام خیلی کند بالا می رفت.

خلاصه اینکه 16 آبان ماه میزان سلول های خونم تا حد مطلوب رسید و مرخصم کردن و بهم گفتن هر وقت جواب مغز استخوان روز بیست و چارم درمانت حاظر شد؛ بیا درمانگاه خون. چهارم آذر ماه جواب آزمایشم حاظر شد و یکشنبه7 آذر باید میرفتم درمانگاه اما هوای تهران خلی آلوده بود و ترسیدم برم. بیشتر ترسم از این بود که آلودگی باعث بشه یه مرض جدید بگیرم.


نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۸ آذر ۱۳۸٩ توسط منصور ویروس

سلام،

بعد از اینکه 12 مرداد 89 من رو مرخص کردند، یه مدتی توی خونه بودم اما ضعف و بیحالی شدید داشتم. یه 20 روزی خونه بودم تا اینکه جواب آزمایشاتم آماده شد و روز چهارشنبه 3 شهریور رفتم درمانگاه؛ اونجا یه دکتر من رو معاینه کرد و بعد از دیدن آزمایشاتم پرسید : کی اینو با این وضعیت مرخصش کرده؟

بعدش یه نامه نوشت برای بخش خون تا به محض خالی شدن تخت من رو بستری کنن. فردای همون روز از بخش خون زنگ زدن و من دوباره بستری شدم. اینبار چون قارچی به نام آسپرژیلوس توی بخش پراکنده شده بود و سینوس‌های من هم کمی ترشح داشت از همون روز اول بستری شدنم بهم آمفو و چندتا آنتی بیوتیک دیگه تزریق کردن.

سینوس‌هام به شدت عفونت داشت و تا عفونت ها از بین نمی رفت نمی تونستن من رو شیمی درمانی کنن.

تا 13 شهریور توی آزمایشاتم خبر از آسپرژیلوس نبود اما آزمایش کشت ترشحات سینوسم در روز 23 شهریور نشون داد که داخل سینوسم قارچ آسپرژیلوس دارم. دکتر بعد از چند روز به من گفت: مرخصت میکنم و هر وقت آسپرژیلوست برطرف شد برای ادامه ی درمان بیا درمانگاه.

خلاصه روز 30 شهریور من رو مرخص کردن. بهم گفتن روزی دوتا قرص ووری کونازول بخور ( هر یه دونه قرصش 40 هزار تومن بود ) زمانی که در آزمایش کشت سینوست اثری از آسپرژیلوس نبود و بیمارستان امیر اعلم اجازه‌ی شیمی درمانی رو داد برگرد.

این عکس رو بابام روز 30 شهریور 2 ساعت مونده به مرخص شدنم از من گرفت.


نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۸ آذر ۱۳۸٩ توسط منصور ویروس
.: Weblog Themes By :.

اسلایدر